محمد سعيد جانب اللهى
206
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
بيمار مىگذارند ( حسنى و ديگران ، 1381 : 334 ) . شبادرارى : در اردبيل تخممرغ پخته را با پوست به كودك مىدهند ( وجدانىفر و ديگران : 301 ) . ورود حشره به گوش : در سيستان فضلهء مرغ را در روغن سرخ كرده از صافى مىگذراندند و در گوش مىريختند ( جانب اللهى ، 1381 : 242 ) . استفراغ : در سنگسر سياهدانهء سالم يا آسياشده را با مقدارى سياهى ته ديگ كه از سوزانيدن هيزم است و فضله مرغ مخلوط كرده در آب حل مىكنند و به مريض مىدهند ( اعظمى : 57 ) . سردى : در رى براى دفع آن مرغ پير را سر بريده مىپزند و مىخورند ( جانب اللهى ، سليمى مؤيد ، 1374 : 33 ) . تقويت نوزاد : در تنگستان دايه ( قابله ) روز چهلم به زن زائو سر زده و خورشتى از گردن مرغ به وى مىدهد كه نوزادش گردن بگيرد ( منصورىزاده و شمس الدينى : 179 ) . پرندهدرمانى دمل : در لرستان سنگدان سرگر ( لاشخور ) را با آب مىپزند تا مايع غليظ از آن به دست آيد ، آنگاه مايع غليظ را روى پارچهاى مىمالند و بر دمل مىبندند ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 257 ) . در تهران فضلهء كبوتر را پخته نيمگرم روى دمل مىگذارند تا سر باز كند ( شهرى : 5 / 422 ) . سياهزخم : در ايلام براى درمان از روشهاى زير استفاده مىشود : 1 . گذاردن مرهمى كه از جوشاندهء كركس و سرگر ( لاشخور ) فراهم مىشود . 2 . ريختن سنگدان گردشدهء كركس بر زخم ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 257 ) . لرز : در لرستان براى درمان كباب گنجشك مىخورند ( همان : 276 ) . زخم : در خراسان اگر لالهء گوش دختر بچهاى را براى گوشواره سوراخ كنند و محل سوراخ شده دچار عفونت شود ، فضلهء گنجشك را روى قطعهء سنگى مرطوبى مىسايند و در محل عفونت و جراحت مىگذارند ( شكورزاده : 254 ) . كمسو شدن چشم : در لرستان براى زياد شدن سوى چشم اندكى كوبيدهء زهرهء كبك در چشم مىريزند ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 264 ) . گوشدرد : در لرستان روغن سينه جكهماتى « 1 » و جكهبازله « 2 » را در گوش مىريزند ( همان : 265 ) .
--> ( 1 ) . Jek mati پرندهاى است از گنجشك كمى بزرگتر با پرهاى خاكسترى ، پاهاى سياه و نوك قهوهاى . ( 2 ) . Jek bazela . پرندهاى است به جثه كهماتى كه پيشانىاش سفيد ، سينهاش سياه ، بين دو بالش از پشت سفيد است و دو خال سفيد بر دو بال دارد و پا و نوكش سياه است .